Thank you for coming to my weblog!

I have created this blog to write my own words, or what seems interesting or important to me.
Hope it is useful for you, too!
Thanks for checking in.

Monday, July 16, 2012

کارت های عابر بانک

کارت های عابر بانک
حتماً تا بحال لااقل یک بار به کشورهای خارج سفر کرده و خرید کرده اید. 
کسانی که با کارت های اعتباری از فروشگاه های خارج خرید می کنند چند نکته را مشاهده خواهند نمود:
1.     دستگاه های کارت خوانی که در فروشگاه ها هستند، علیرغم کوچکی دستگاه های مزبور دارای دو دیواره کوچک به ارتفاع ده سانتیمتر هستند تا حتی الامکان اجازه ندهد نفر پهلویی، شماره رمزی که فرد میزند را مشاهده کرده و متوجه شود
2.     دستگاه های کارت خوان نه پهلوی فروشنده، که در دسترس و نزدیکتر به محلی هستند که خریدار قرار دارد.
3.     هیچ فروشنده ای از شما درخواست نمیکند که کارت خود را در اختیار او قرار دهید. این موضوع جرم است.
4.     مهمتر اینکه خریداران بشدت پرهیز دارند که کارت خود را در اختیار هرکس خصوصاً یک فروشنده فروشگاه قرار دهند. خریداران هرگز چنین نمی کنند.
5.     مهمتر از همه اینکه: 
هرگز امکان ندارد یک فرد و خصوصاً یک فروشنده از شما بخواهد رمز خصوصی تان را به او بگویید.
اما در ایران همه نکات فوق متفاوت است.
اول اینکه - دستگاه های کارت خوان دیواره و لبه هایی برای دور ماندن چشم اطرافیان از رمز افراد ندارند.
دوم اینکه - دستگاه های کارت خوان اصلاً در اختیار و خدمت فروشنده هستند و نه خریدار. 
داخل گیشه فروشنده هستند بنوعی که اصلا دست خریدار به آن نمی رسد.
سوم اینکه - فروشندگان با کمال خونسردی کارت شما را درخواست می کنند. 
اگر از دادن کارت خودتان ابا کنید، کار غیر عادی انجام داده اید.
چهارم اینکه - برای خریداران ایرانی امری کاملاً عادی است که کارت خودشان را 
براحتی و بدون هیچ حساسیتی در اختیار دیگران همچون فروشندگان قرار دهند.
پنجم اینکه - خریداران ایرانی بقدری با فروشندگان فروشگاهها خودمانی و اهل یک خانواده هستند که 
حتی رمز خصوصی شان را در اختیار فروشندگان قرار می دهند. 
با حضور دیگران با صدای بلند رمز خود را اعلام می کنند بطوریکه نه فروشنده که 
همه حاضران کنار آن گیشه هم رمزشان را می شنوند. 
اصلاً وقتی دستگاه کارت خوان نزدیک شما نیست، راه دیگری جز آنکه رمزتان را با صدای بلند اعلام کنید 
تا فروشنده آن را وارد کند وجود دارد؟
اما چرا چنین است؟
·       شاید در ایران هیچکس سوء استفاده از کارت ها نمی کند. 
همه آدم های خوبی هستند و اصلاً آدم ناجور در ایران نداریم.
·       یا اینکه در ایران بحدی نرم افزار کارت ها پیچیده و غیر قابل سوء استفاده اند که هیچکس  نمی تواند 
از کارت ها رمز گشایی کند و به حساب شما دست اندازی نماید.
اما نه! واقعاً اینطور نیست. 
آیا اقدامی علیه کسی که اخیراً رمز کارتهای حسابها را افشا کرده و روی اینترنت قرار داد صورت گرفت؟ 
و از حقوق ضایع شده مشتریان ایرانی جلوگیری شد؟
می بایستی در کشور ما دستگاه عریض و طویلی همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که 
وظیفه اصلی اش فرهنگ سازی در کشور است، و یا صدا و سیما که دستگاهی کاملاً دولتی است و رقیبی ندارد 
و وظیفه اش فرهنگ سازی است دست بکار شده و اینگونه آموزش ها را به مردم بدهند و قبل از آن، خود بانکها 
تمهیدات لازم را تدارک ببینند و وظائف اولیه خود را انجام دهند. حالا که  اینطور نیست. خودتان دست بکار شوید. 
از همین حالا از ارائه کارت های حسابتان به دیگران بشدت پرهیز کنید.
توجه کنید که دسترسی به حساب شما نیاز به سه تا شماره دارد:
الف- ارقام 16 شماره ای که روی کارت شما بصورت برجسته درج شده است.
ب- ارقام 4 شماره ای که در پشت کارت شما بعنوان کد خصوصی درج شده است. 
این شماره بیشتر در خریدهای اینترنتی مورد استفاده قرار می گیرد.
ج- ارقام 4 شماره ای که رمز شماست و معمولاً در فروشگاه ها مورد استفاده قرار می گیرد.
اگر کسی بخواهد سوء استفاده کند بایستی سه شماره فوق را داشته باشد. 
برای چنین کسی دسترسی به ارقام رمز شما (ردیف ج) در موقعی که ان را با صدای بلند اعلام کرده و یا 
به فروشنده ای می گویید تسهیل شده است. 
دسترسی به ارقام پشت کارت شما (ردیف ب) نیز براحتی وقتی که کارت خودتان را به فروشنده می دهید قابل تحصیل است. 
می دانید که مشاهده و حفظ کردن این چهار رقم کار سختی نیست.
و اما ارقام 16 شماره ای روی کارت کمی سخت است. 
برای این کار فروشنده خطاکار یا بایستی دستگاهی داشته باشد تا بلافاصله از کارت شما عکس بگیرد 
و یا اینکه خودش را زیاد به سختی نیندازد. بعد از انکه مبلغ شما به حساب بانکی اش واریز شد، 
آن فروشنده خطاکار به صورت حساب بانکی خودش مراجعه نموده و بسادگی با تطبیق مبلغ شما، شماره کارت شما را 
بر روی صورت حسابش مشاهده کند.
بنابراین دست بکار شوید و از این پس همگی سعی کنیم:
کارت بانکی مان را خودمان در دستگاه کارت خوان بکشیم،
وخودمان رمز را وارد کنیم

Tuesday, March 06, 2012

Girls swimming in cups!

شنا و استحمام دختران در فنجان چای
 
تصاویر زیر از سرویس فنجان چایخوری است که دخترانی را به تصویر کشیده که لباسهای خود را در اطراف فنجان پراکنده و در داخل آن مشغول شنا و استحمام میباشند
این سرویس توسط یک طراح هلندی به نام
Esther Horchner
بر روی فنجانهای سفید چینی طراحی و ترسیم شده

 
 






  
 

Sunday, March 04, 2012

يادش گرامي

اندر باب ساختن راه‌آهن سراسری











در ضمن مطلبی در سايت 1400 سال من هست که متن آن در زير گذاشته شده است

مخالفت دکتر مصدق با راه آهن سراسری خرمشهر - بندرگز

حسين مکی نوشته است: در موضوع راه آهن در چندين جلسه و تاريخهای مختلف آقای دکتر مصدق نطقهای مهمی نموده که همگی دال بر عظمت روح و سعه معلومات و شهامت ناطق آن می باشد ( ٢٢٨ )

دکتر مصدق اولين بار در ٢٠ بهمن ١٣٠٤ دو روز مانده به پايان دوره پنجم مجلس شورای ملی درباره راه آهن سخن گفت و سپس در دوره ششم در ٢ اسفند ١٣٠٥، ٢٩ فروردين ١٣٠٦، ٩ ارديبهشت ١٣٠٦، و ٢٨ فروردين ١٣٠٧.
درجلسه ٢٠ بهمن ١٣٠٤ فقط به ذکر کلياتی درباره راه آهن پرداخت ( ٢٣٠)

دراول اسفند ١٣٠٥ مهديقلی هدايت (مخبرالسلطنه) رئيس الوزراء که وزارت فوائد عامه را نيز برعهده داشت لايحه احداث راه آهن محمره -بندر جز را به مجلس شورای ملی تقديم کرد.

دکترمصدق در جلسه ٢ اسفند ١٣٠٥ به مخالفت با اين طرح پرداخت منتها با اين مقدمه:

بنده افتخار راه آهن ايران را به اين دولت مربوط می دانم نه به دولتهايی که بعد می آيند. افتخار راه آهن را مربوط به آن مقام عالی می دانم که روز اول لايحه راه آهن را به مجلس شورای ملی آورد و از خداوند متعال بنده درخواست می کنم که ان شاء الله با آن نيات مقدسه که در آن مقام عالی هست ما موفق بشويم که در تمام نقاط ايران راه آهن تأسيس و ايجاد شود (٢٣٠)

درجلسه ٢٩ فروردين ١٣٠٦ گفت: «بنده با راه آهن مخالف نيستم به جهت اين که راه آهن حقيقت واقعش يک چيزی ست که در هر جايی رفته باعث آبادی شده... ولی با موقعش و طرز خرجش مخالفم(٢٣٨)

وی با مسير بندر جز - محمره به اين دليل مخالف بود که می گفت «معقول نيست که مملکت اروپا مال التجاره خودش را از راه روسيه بياورد به بندر جز و از بندر جز هم ببرد به هندوستان که بگوييم راه آهن ما رابط اروپا و هندوستان است». او مسير راه اهن را از شمال غرب ايران به شرق پيشنهاد می کرد و ميگفت راه آهن جنوب به شمال برای تجارت داخلی ست که به هيچ وجه مقرون به صرفه نيست (مذاکرات مجلس،٢٤٠-٢٤١)

در جلسه ٩ ارديبهشت در جواب وزير سابق فوائد عامه که گفته بود روسيه تا شرق اقصی راه آهن کشيده است گفت:

دولت روسيه نظريات سياسی داشت، نظريات نظامی داشت... ما که امروز نظريه سياسی و نظامی نداريم و فقط از نقطه نظر اقتصادی می خواهيم راه آهن بکشيم و از نقطه نظر اقتصادی بايد ببينيم راه آهنی که می کشيم فايده دارد يا نه؟ (٢٥١-٢٥٤)

حالا اگر ما بخواهيم راه آهنمان را به مسافرين اروپايی و مال التجاره آنها کرايه بدهيم بايد طوری باشد که از غرب به شرق برود ولی راهی که در اين نقشه معين شده در رو ندارد فقط برای سواری صاحب درشکه خوب است... (٢٥٦-٢٥٧)

پيشنهاددکتر مصدق اين بود:

اگر ما اين چهارده ميليون پول موجودی را خرج کارخانه قند در نقاط مختلفه بکنيم هم قند ارزانتر ميشود و هم ما مستغنی از فرستادن پول به خارجه می شويم... (٢٤٧)

اگر ما سرويس کاميون را در اين مملکت داير کنيم به اين ترتيب که پنجاه کاميون بياوريم برای مسافرين که يکی از طهران حرکت کند برود بوشهر و يکی هم برعکس. مسافرين در راه بوشهر... روزی پنج نفر هم نخواهد بود... اگر ما پنجاه اتوبوس مسافرتی داشته باشيم می توانيم در پنج نقطه ايران خط ابتدايی و انتهايی درست کنيم و بعد هم يک عده کاميون که بنده شنيده ام امروز در اروپا هست که با بخار حرکت می کند و مخارج سوختش هم خيلی کم است آنها را بياوريم برای حمل و نقل. البته اگر امروز شروع بکنيم به کشيدن راه اهن تا ده سال ديگر راه آهن فايده ندارد.... بعد از ده سال هم... گمان نمی کنم فايده داشته باشد... اگر ما در اين مملکت راههای شوسه مان را درست کنيم ما ضرر نميکنيم... (٢٤٩-٢٥٠)

مهديقلی هدايت (مخبرالسلطنه) درباره مخالفت دکتر مصدق نوشته است:

اول اسفند ١٣٠٥ من پيشنهاد راه آهن را به مجلس بردم. مِن الغرائب، مصدق السلطنه مخالف شد که در عوض، قند سازی بايد داير کرد. راه آهن منافع مادی مستقيم ندارد. گفتم از راه آهن منافع مادی مستقيم منظور نيست، منافع غير مستقيم راه آهن بسيار است. نظميه يا نظام هم منافع مادی ندارد، ضروری مصالح مملکت اند. قند هم به جای خود تدارک خواهد شد و اثبات شیء نفی ما عـدا نميکند (خاطرات و خطرات، ٣٧٠)

دکترمصدق در جلسه ٢٨ فروردين ١٣٠٧ مجلس شورای ملی بار ديگر مسأله راه آهن را مورد بحث قرار داد و گفت:

«بنده در موضوع راه آهن نظر خودم را به کرّات در مجلس شورای ملی به عرض آقايان رسانده ام». وی افزود «درست است که قانون احداث راه آهن در مجلس شورای ملی تصويب شده ولی اگر قانونی که از مجلس گذشته نقض شود ضرر ندارد در صورتی که اگر خط آهن را برخلاف مصالح مملکت بکشند ضررهای جبران ناپذير دارد...» (٢٥٨-٢٥٩)

وی بار ديگر بر مسأله اقتصادی نبودن خط بندر جز -محمره تأکيد کرد و نتيجه گرفت:

... بنده کاملاً ثابت کردم که عجالةً راه آهن در ايران فايده ندارد ولی اگر ترانزيت داشته باشد و حمل و نقل ممکن است يک قسمت از ضرر راه آهن را جبران کند ولی خطی که امروز در نظر گرفته شده است کاملاً به ضرر مملکت است. حالا آقايان غير اين تشخيص می دهند مختارند ولی به عقيده خودم اين رای را که اين خط کشيده شود و به اين طرف برود خيانت و برخلاف مصالح مملکت ميدانم.

بعضی از نمايندگان - (با همهمه) خيانت نيست.
دکتر مصدق - بنده به نظر خودم خيانت است شما به نظر خودتان خدمت است... (٢٦٠)

ناگفته نماند که دکتر مصدق در اين جلسات چندين بار تصريح کرد که با احداث راه آهن کاملاً موافقم و آن را مقدس می دانم ولي... (٢٣٤، ٢٣٧، ٢٣٨، ٢٤٧ ) حتی يک بار ضمن مخالفت اظهار داشت:«آن طور که عرض کردم با راه آهن کاملاً موافقم با اين خط هم به هيچ وجه مخالفتی ندارم و نظر دولت را خيلی خوب می دانم صلاح مملکت را هم دولت هيچ وقت از دست نمی دهد، ولی بنده نظرم اين است... »(٢٣٧)

مطالب بالا از نوشته های آقای دکتر جلال متينی استاد سابق دانشگاه های ايران اقتباس شده است.

يک علت اصل مخالفت مصدق با کشيده شدن راه آهن از سوی شمال به جنوب اين بود که به هر ترتيب شده راه آهن از مستعمرات انگليس در عراق به سوی هندوستان کشيده شود. از اين راه ميخواست استان خوزستان که هموراره بدليل زد و بند های سياسی انگليس و ايل های بختياری دست نخورده باقی مانده بود بدون راه و راه آهن همچنان در يد قدرت انگليس و دست نخورده باقی بماند ح-ک




شماره های داخل پرانتز برگ های کتاب و سندمورد استفاده میباشد.

Saturday, March 03, 2012

بررسی یک سخن نادرست درباره شاه ایران

((بررسی یک سخن نادرست درباره شاه ایران))

هر از چند گاهی برخی افراد نا آگاه و گاهی مغرض این سخن نادرست را بازگو میکنند و شاه ایران را شخصی ضعیف، متزلزل یا از این قبیل میخوانند... پاسخ من به این افراد اینست که پیش از بیان چنین سخنانی اسناد و شواهد تاریخی را کنار هم بگذارید و یک نتیجه کلی بگیرید؛ به خدمات بزرگی که شخص محمدرضاشاه در جایگاه پادشاه ایران درعرصه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به این مردم و میهن کرده است بیاندیشید، و از خود بپرسید که آیا یک شخص ضعیف میتوانسته از پس انجام آن کارها و مسیولیتهای بزرگ بر آید یا نه..؟ به قوه درک و تشخیص و توان استدلال منطقی خودتان رجوع کنید و به این حقایق بیاندیشید؛

شخصی که سه بار به جان او و دو بار به جان خانواده او سو قصد شده و هنوز بدون محافظت خاصی به میان مردم عادی کشورش میرفته و با آنها مستقیما دیدار و گفتگو میکرده، نمیتواند ضعیف و متزلزل باشد. 

شخصی که با کمک دولت و مردم، ایران را به یک کشور قدرتمند و پیشرفته در منطقه و جهان تبدیل کرده و بارها و بارها به بیگانگان ایرانخوار در پاسخ به طمع ورزیهاشان در قبال ایران هشدار دیپلماتیک داده، از دیدگاه سیاسی نمیتواند ضعیف و متزلزل باشد‫.

شخصی که خلبان هواپیما‌ی جنگی و هلیکوپتر بوده (دیگر مهارتهای نظامی، ورزشی، هنری و ادبی او به کنار) چه از بعد روانی و چه بدنی نمیتواند ضعیف و متزلزل باشد، چه رسد به اینکه همان شخص یعنی شاه ایران برای حفظ تمامیت ارضی کشورش و آزادسازی آذربایجان چهار بار بر فراز منطقه جنگی در جنگ جهانی دوم پرواز کرده باشد. اگر باز هم منطق شما اجازه درک این موضوع را نمیدهد، بروید و از یک آموزگار پرواز بپرسید که چگونه است که از هر ۱۰۰۰ خلبان، تنها یکی میتواند خلبان جت های جنگی بشود، و از یک مورخ بپرسید که تا کنون کدامیک از سران کشورهای جهان به تنهایی در آسمان یک منطقه جنگی پرواز کرده است؛ ‫‫آیا همین به تنهایی نشانه دلاوری، چیره دستی و از همه مهمتر عشق شاه به ایران نیست؟
همه اینها به راستی از ویژگیهای پادشاه ایران است و از دلایل اهمیت این نهاد تاریخی برای ایران، مانند نقش سمبلیک و نمادین شاه در آموزش و گسترش فرهنگ دلاوری و میهن دوستی در ایران. همین نقش کاریزماتیک و سمبلیک شاه است که فرهنگ جوانمردی را در یک مملکت مانند ایران زنده نگاه میدارد. نقش تاریخی، اجتماعی و فرهنگی این نهاد در کنار همین نماد پروری بوده که شخصی مانند محمدرضاشاه پادشاه ایران میشود و در دوران او جوانانی پرورش میابند که در سال ۵۹ برای حفظ جان و ناموس و تمامیت ارضی ایران آنچنان رستم وار به جبهه های جنگ مقابل بیگانگان میروند‫.

این سخن کلیشه ای و بی پایه درباره شاه ایران نه تنها نادرست است بلکه یک توهین به افتخارها و ارزش های تاریخی شاهان ایران که همواره در جایگاه یک سرباز از میهن خود پدافند کرده اند. محمدرضاشاه گرچه یک آدم با احساس بود و بیشتر زمان ها با شنیدن نام ایران احساسات او به گونه ای بر انگیخته میشد که اشک می ریخت، اما او هرگز ضعیف و متزلزل نبود‫.

پاینده ایران
کورش ایرانی
Description: Inline image 5
Description: Inline image 2

Description: Inline image 6

Thursday, March 01, 2012

Paper sculpture by Calvin Nicholls

By paper artist Calvin Nicholls.
There is nothing simple or ordinary about his paper art.
Where we would simply use a piece of paper and a pair of scissors,
Calvin uses everything you could possibly think of to carve, cut and rip perfect details onto his creations.
The motifs are all wildlife, and that must be one of the hardest categories of things to make with paper since there are sometimes impossible details on animals.
These details are amazing, and I can't even fathom the time it must have taken to create these masterpieces of art.




























Wednesday, February 29, 2012

سالگشت درگذشت دهخدا

((سالگشت درگذشت دهخدا؛ نگاهی به خدمات بزرگ میهنی دهخدا:
مهم ترین رویدادهای ایران و جهان: علی اكبر دهخدا رجل فرهنگی ـ سیاسی ایران ومولف فرهنگ دهخدا ساعت ۱۸:۳۰ روز هفتم اسفند ۱۳۳۴ در ۷۸ سالگی درخانه اش درتهران درگذشت. دهخدا که در سال ۱۲۵۸ خورشیدی در محله سنگلج تهران به دنیا آمده و والدین او قزوینی بودند پس از انجام تحصیلات و دو سال اقامت در اروپا بکار نوشتن در روزنامه صور اسرافیل پرداخته بود. محمدعلی شاه که نیش قلم دهخدارا متوجه خود دید، نخست اورا تهدید به اعدام کرد و چون نتیجه نگرفت در سال ۱۲۸۷ به تبعید خارج از میهن فرستاد که نخست در فرانسه و سپس در سویس اقامت گزید و به نوشتن مقاله و ضدیت با استبداد ادامه داد. وی دربازگشت به میهن به نمایندگی از شهر کرمان به مجلس رفت و بموازات کار مجلس به روزنامه نگاری ادامه داد و در چند روزنامه ازجمله روزنامه مجلس مطلب می نوشت. طنزهای او تحت عنوان چرند و پرند کهنه شدنی نخواهند بود. مقالات حساس را به نام دخو امضا می کرد.

دهخدا طرح لغتنامه را که با ده ها جلد بزرگ ترین فرهنگ لغات به زبان پارسی است در سال ۱۲۹۳ تهیه کرد و به تصویب وزارت معارف و سپس مجلس رسانید تا به هزینه دولت چاپ شود و یک سازمان بوجود آید تا دائما آن را تکمیل کند. وی دکتر محمد معین استاد ادبیات فارسی را جانشین و وصی خود در تکمیل لغتنامه قرارداد زیرا که نگران بود پیش از اتمام این مجموعه، فوت کند. آخرین جلد لغتنامه در سال ۱۳۵۹ به زیر چاپ رفت. این لغتنامه که در سی. دی. هم قرارگرفته بصورت آنلاین و رایگان در دسترس مخاطبان در سراسر جهان است. دهخدا در سال ۱۳۰۸ مجموعه چهار جلدی خود، امثال و حکم را به دست چاپ سپرد و فرهنگ (دیکسیونر) فرانسه به پارسی او در سال ۱۳۱۸ و با کمک مالی وزارت فرهنگ چاپ و به توزیع داده شد.

وی تالیفات متعدد دیگر دارد و کتاب روح القوانین منتسکیو را که پایه قوانین اساسی کشورها قرارگرفته به پارسی ترجمه کرده و نیز ترجمه های دیگر از زبان
فرانسه. بیماری دهخدا از آذرماه ۱۳۳۴ شدت یافت، بیمارستان از درمان او عاجز ماند و هفتم اسفند این سال در منزل درگذشت. توصیف خدمات دهخدا به فرهنگ میهن هزاران بار بیش از این مختصر است. از زمان فوت او، در سالهای متعدد مراسم بزرگداشت برگزار شده است. در سال ۱۳۵۸ یونسکو و ایرانیان همزمان و به مناسبت یکصدمین سال تولد او مجالس بزرگداشت برپا داشتند و تمبر پستی با عکس و نام او انتشار یافت. آخرین مراسم بزرگداشت این فرهنگی و وطندوست بزرگ بیست و نهم دیماه ۱۳۸۸ در تهران برگزار شد. ))
بسياری واژه های پارسی را اشتباه می نويسند وهنگاميکه آنهارا به لغت نامه دهخدا راهنمایی کرده و اشتباه آنها را ياد آور می شويم با توهين و افترا، با فحاشی و زدوبند با کثيفترين آدم های مشغول در اينترنت روش نا بخردانه ای را بکار میگيرند و گمان میکنند اينکارشان چيزی را تغيير میدهد. درحاليکه فقط عرض خود می برند و زحمت ما می افزايند.

Saturday, February 25, 2012

والنتین از سپندارمز ایرانیان برگرفته است

سپندارمز

برای اینکه ملتی  را نابود کنند نخست به ريشه های فرهنگی آن هجوم می برند.
برای اينکه ملتی در تفکر عــــقــــیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در زندگی، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهادينهه شده است. آن دسته از مردمی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و ميخت (اسطوره) های باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، شماره کسانی که از آن مردم و شماره سربازانی که در جنگ کشته شده اند نیست؛ بلکه ارزشی است که آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.

ایران ما، به عنوان یکی از غنی ترین تمدن های بشریت دارای رسم و شادباشی های گوناگونی  است که همه ی آنها بر پایه انسانیت و ارزش های انسانی بنا نهاده شده است. ما مردمانی شاد بوده ایم و ایران باستان مهد ساخت اندیشه های ناب بوده است.

گرچه سال های پی در پی با تازش بيگانگانی که از تمدن به چم راستينش آگاهی نداشته اندو همچون بربرها وبيابانگردان زندگی می گذراندند همچون عرب، مغول و ترکان، چهره ایران راستين فرهنگ ايرانی کمرنگ تر و تیره تر گشته است اما، مردمان این خاک هنوز مهر، دوستی و دوست داشتن را که از نياکان راستين شان به مرده ريگ (ارث) برده اند فراموش نکرده اند.
بیایید در این روز بزرگ، در روز سپندارمز که دنباله روی راه بزرگان راستين ماست، به یکدیگرعشق بورزیم.

هريک از ما نماد ایران هستیم. روز سپندارمزگان (پنجمين روز از ماه سپند) روز راستين عشق  بر همه شما شاد و پيروز...

ماه سپند، روز زن و روز والنتاين در ايران باستان
در باورهای ایرانی «نسل بشر و نخستین زن و مرد جهان به نام مشی و مشیانه از ریشه­ی دوگانه­ی گیاهی به نام مهرگیاه در دل زمین به وجود آمده است. اسطوره های ايرانی در باره آفرينش به صورتی که در کتاب های دينی به آن اشاره رفته است نگاه نمی کند. از همين رواست که در «ميخت = ميت = اسطوره» های ايرانی به آفرينش اشاره ای نمی شودو از همانجا فردوسی هم در آغازين بخش شاهنامه از «پديد آمدن» سخن می گويد و اشاره ای به آفرينش ندارد.
از  آغــــــاز   باید   که  دانی   درست           سر مایه ی    گــــوهران   از   نخست
که  یـــــزدان  زنا چیز    چیز    آفرید            بدان  تا     توانـــــایی    آمد      پدیـد
از او    مایه ی   گوهـــر  آمد    چهار          برآورده   بی   رنــج  و   بی  روز گار
یکی    آتشی     بر  شـــــــده   تابناک           میان  باد   و آب از  بــــر  تیره   خاک
نخستین کـــــه آتش ز جنـــبش  دمـــید            زگرمیش  پس  خشــــــــکی آمد   پدیـد
و زان پس   ز   آرام  ســـــردی  نمود           زسردی    همان   باز   تـــری    فزود
چو  این  چار گوهر  بــــــجای   آمدند            زبهر     سپـــنجی     سرای     آمدنـد
گــــُهرها   یک   اندر    دگر  ســاخته           ز هر   گونه     گــردن    بر   افراخته
پدید    آمد    ایــــــن   گــنبد   تیز رو           شگفتی    نمــاینده ی      نو        بنو
....

گیا رست    با   چند   گونه      درخت          بزیر  اندر   آمــد   سـرانشان    زبخت
وزان  پــــس چو    جنبنده  آمد    پدید           هــمه  رستـــنی   زیر   خویش   آورید
چو   زیــن  بگذری   آدم   آمد     پدید          شد  این بنـــد ها  را   ســـراسر    کلید
سرش راســــت بر شد  چوسرو    بلند           بگـــــــفتار  خوب   و   خرد  کار   بند
پذیرنده ی  هوش   و رای  و   خــــرد           مر او  را   دد   و  دام    فرمان    برد
ز  راه    خــــرد     بنگری     انــدکی           که  معنی    مردم   چه    باشـد  یــکی

 به درستی که فردوسی پندار نياکان مار به رشته درآورده و زمین یا سپندارمذ، را مادر نسل بشری دانسته است.
سپندارمذ واژه‌ای مرکب است از سپنته یا سپند به معنی پاک و مقدس و آرمئی‌تی به معنی فروتنی و بردباری نیک و مقدس، این واژه در پهلوی به گونه‌ی سپندارمت و در پارسی سپندارمذ، اسپندارمز و اسپند و سپس تر اسفند شده است.
چم مینوی‌اش نماد بردباری و سازگاری اهورامزدا است و در جهان مادی و خاکی نگهبانی زمین به وی سپرده شده است. روشن است که در باور ايرانی اهورامزدا آن پديده موهومی و خيالی اديان ديگر نيست و بالاترين خرد ها اهورامزدا نام دارد از اينرو هر فردی به يکتایی دارای «منی» است که بالاترين خرد بوده است که مولوی می گويد:
گفتم: «ای جان! تو عين مايی» گفت:
«عين چبود درين عيان که منم»
گفتم: «آنی» بگفت: «های! خموش
در زبان نامدست آن که منم»
اهورامزدا در اين شکل و حقيقت وجودی اش، دست یافتنی‌ترین است و هرکس در زندگی عادی خود همواره با آن در تماس است و به بدیهی‌ترین صورت ممکن از موهبت‌های آن بهره‌مند می‌شود بنابراین اهمیت فوق‌العاده­ او برای مردمان ایران باستان که زندگی را بیشتر به چوپانی و برزگری می‌گذراندند، قابل درک است.
این فرشته يا پديده را ايرانيان باستان در وجود «مادينه» يا «زن» متجلی می بينند و در اندیشه­ی ایرانی جایی بس بزرگ دارد. واژه «ایر» يا «ايير» و يا «ار» که در نام ایران دیده می‌شود، در واژه­ی آمیخته­ «ایرتن»  در چم فروتنی  و بلند نظری است. مادينه ها ويا زنان که همانند «زمين» مادرانی برای نسل های آينده هستند، بدان روی که افزایند­ه جهان‌اند و نمایند­ه مهر و فروتنی به سپندارمذ مانند می‌شوند.
 «آنجا که سخن از زمين است، در وندیداد آمده است: «با برانداختن سوراخ‌های مار و جانوران زیانکار و ‌آبیاری و شخم زدن و برآوردن گل و گیاه و درخت ... چنین زمین‌هایی مانند زن زیبا و خوش اندامی است که شوی او در بستر او را شادمان می‌سازد و آن زن برای وی فرزندان برومند می‌آورد»
اين برهان برآن آورده شد تا ارزش «زمين» و «زن» که مرکز پديد آمدن است شناخته شود. از اينروز است در ايران باستان که هرروز از سی روز ماه نامی داشته است، روز پنجم هر ماه به سپندارمذ ويژه گردانيده شده. آخرین ماه سال نیز به همین نام است که از ویژگی باروری و زایندگی زمین سرچشمه گرفته است. نخستين روز ماه «اورمزد يا هورمزد» نام دارد. شانزدهمين روز ماه «مهر» است.

ایرانیان روز سپندارمذ از ماه اسپند را جشنی به نام اسپندگان می‌گرفتند. اين روز به روز «مادينگان» يا به روز «زن» شناخته شده است. ابوریحان بیرونی گواهی می دهد که در هزار سال پیش (زمان ابوریحان) هنوز این جشن برگزار می‌شده است.

«اسپندارمز فرشته­ موکل بر زمین است و نیز بر زن‌های عفیف رستگار و شوهردوست و خیرخواه ... در زمان گذشته این ماه بویژه این روز عید زنان بوده است و در این عید مردان به زنان بخشش می‌نمودند و هنوز این رسم در اصفهان و دیگر شهرهای پهله (شهرهای ناحیه­ی مرکز و غرب ایران) باقی مانده است»

همانطور که غربيان (ترساييان) در قرن 14 با برداشتن بی رويه زايش مهر که در 22-25 ماه دسامبر ترسایی بوده است، روزهای نخست زمستان، به چم ديگر بلند ترين شب های سال، از آن داستانی بدون سند بنام «زايش مسيح» (کريستمس) ساخته اند در ماه فوريه هرسال نيز با جابجا کردن روز سپندارمز بازار دکان های خود را گرم کرده اند.

ح-ک