Thank you for coming to my weblog!

I have created this blog to write my own words, or what seems interesting or important to me.
Hope it is useful for you, too!
Thanks for checking in.

Tuesday, March 06, 2012

Girls swimming in cups!

شنا و استحمام دختران در فنجان چای
 
تصاویر زیر از سرویس فنجان چایخوری است که دخترانی را به تصویر کشیده که لباسهای خود را در اطراف فنجان پراکنده و در داخل آن مشغول شنا و استحمام میباشند
این سرویس توسط یک طراح هلندی به نام
Esther Horchner
بر روی فنجانهای سفید چینی طراحی و ترسیم شده

 
 






  
 

Sunday, March 04, 2012

يادش گرامي

اندر باب ساختن راه‌آهن سراسری











در ضمن مطلبی در سايت 1400 سال من هست که متن آن در زير گذاشته شده است

مخالفت دکتر مصدق با راه آهن سراسری خرمشهر - بندرگز

حسين مکی نوشته است: در موضوع راه آهن در چندين جلسه و تاريخهای مختلف آقای دکتر مصدق نطقهای مهمی نموده که همگی دال بر عظمت روح و سعه معلومات و شهامت ناطق آن می باشد ( ٢٢٨ )

دکتر مصدق اولين بار در ٢٠ بهمن ١٣٠٤ دو روز مانده به پايان دوره پنجم مجلس شورای ملی درباره راه آهن سخن گفت و سپس در دوره ششم در ٢ اسفند ١٣٠٥، ٢٩ فروردين ١٣٠٦، ٩ ارديبهشت ١٣٠٦، و ٢٨ فروردين ١٣٠٧.
درجلسه ٢٠ بهمن ١٣٠٤ فقط به ذکر کلياتی درباره راه آهن پرداخت ( ٢٣٠)

دراول اسفند ١٣٠٥ مهديقلی هدايت (مخبرالسلطنه) رئيس الوزراء که وزارت فوائد عامه را نيز برعهده داشت لايحه احداث راه آهن محمره -بندر جز را به مجلس شورای ملی تقديم کرد.

دکترمصدق در جلسه ٢ اسفند ١٣٠٥ به مخالفت با اين طرح پرداخت منتها با اين مقدمه:

بنده افتخار راه آهن ايران را به اين دولت مربوط می دانم نه به دولتهايی که بعد می آيند. افتخار راه آهن را مربوط به آن مقام عالی می دانم که روز اول لايحه راه آهن را به مجلس شورای ملی آورد و از خداوند متعال بنده درخواست می کنم که ان شاء الله با آن نيات مقدسه که در آن مقام عالی هست ما موفق بشويم که در تمام نقاط ايران راه آهن تأسيس و ايجاد شود (٢٣٠)

درجلسه ٢٩ فروردين ١٣٠٦ گفت: «بنده با راه آهن مخالف نيستم به جهت اين که راه آهن حقيقت واقعش يک چيزی ست که در هر جايی رفته باعث آبادی شده... ولی با موقعش و طرز خرجش مخالفم(٢٣٨)

وی با مسير بندر جز - محمره به اين دليل مخالف بود که می گفت «معقول نيست که مملکت اروپا مال التجاره خودش را از راه روسيه بياورد به بندر جز و از بندر جز هم ببرد به هندوستان که بگوييم راه آهن ما رابط اروپا و هندوستان است». او مسير راه اهن را از شمال غرب ايران به شرق پيشنهاد می کرد و ميگفت راه آهن جنوب به شمال برای تجارت داخلی ست که به هيچ وجه مقرون به صرفه نيست (مذاکرات مجلس،٢٤٠-٢٤١)

در جلسه ٩ ارديبهشت در جواب وزير سابق فوائد عامه که گفته بود روسيه تا شرق اقصی راه آهن کشيده است گفت:

دولت روسيه نظريات سياسی داشت، نظريات نظامی داشت... ما که امروز نظريه سياسی و نظامی نداريم و فقط از نقطه نظر اقتصادی می خواهيم راه آهن بکشيم و از نقطه نظر اقتصادی بايد ببينيم راه آهنی که می کشيم فايده دارد يا نه؟ (٢٥١-٢٥٤)

حالا اگر ما بخواهيم راه آهنمان را به مسافرين اروپايی و مال التجاره آنها کرايه بدهيم بايد طوری باشد که از غرب به شرق برود ولی راهی که در اين نقشه معين شده در رو ندارد فقط برای سواری صاحب درشکه خوب است... (٢٥٦-٢٥٧)

پيشنهاددکتر مصدق اين بود:

اگر ما اين چهارده ميليون پول موجودی را خرج کارخانه قند در نقاط مختلفه بکنيم هم قند ارزانتر ميشود و هم ما مستغنی از فرستادن پول به خارجه می شويم... (٢٤٧)

اگر ما سرويس کاميون را در اين مملکت داير کنيم به اين ترتيب که پنجاه کاميون بياوريم برای مسافرين که يکی از طهران حرکت کند برود بوشهر و يکی هم برعکس. مسافرين در راه بوشهر... روزی پنج نفر هم نخواهد بود... اگر ما پنجاه اتوبوس مسافرتی داشته باشيم می توانيم در پنج نقطه ايران خط ابتدايی و انتهايی درست کنيم و بعد هم يک عده کاميون که بنده شنيده ام امروز در اروپا هست که با بخار حرکت می کند و مخارج سوختش هم خيلی کم است آنها را بياوريم برای حمل و نقل. البته اگر امروز شروع بکنيم به کشيدن راه اهن تا ده سال ديگر راه آهن فايده ندارد.... بعد از ده سال هم... گمان نمی کنم فايده داشته باشد... اگر ما در اين مملکت راههای شوسه مان را درست کنيم ما ضرر نميکنيم... (٢٤٩-٢٥٠)

مهديقلی هدايت (مخبرالسلطنه) درباره مخالفت دکتر مصدق نوشته است:

اول اسفند ١٣٠٥ من پيشنهاد راه آهن را به مجلس بردم. مِن الغرائب، مصدق السلطنه مخالف شد که در عوض، قند سازی بايد داير کرد. راه آهن منافع مادی مستقيم ندارد. گفتم از راه آهن منافع مادی مستقيم منظور نيست، منافع غير مستقيم راه آهن بسيار است. نظميه يا نظام هم منافع مادی ندارد، ضروری مصالح مملکت اند. قند هم به جای خود تدارک خواهد شد و اثبات شیء نفی ما عـدا نميکند (خاطرات و خطرات، ٣٧٠)

دکترمصدق در جلسه ٢٨ فروردين ١٣٠٧ مجلس شورای ملی بار ديگر مسأله راه آهن را مورد بحث قرار داد و گفت:

«بنده در موضوع راه آهن نظر خودم را به کرّات در مجلس شورای ملی به عرض آقايان رسانده ام». وی افزود «درست است که قانون احداث راه آهن در مجلس شورای ملی تصويب شده ولی اگر قانونی که از مجلس گذشته نقض شود ضرر ندارد در صورتی که اگر خط آهن را برخلاف مصالح مملکت بکشند ضررهای جبران ناپذير دارد...» (٢٥٨-٢٥٩)

وی بار ديگر بر مسأله اقتصادی نبودن خط بندر جز -محمره تأکيد کرد و نتيجه گرفت:

... بنده کاملاً ثابت کردم که عجالةً راه آهن در ايران فايده ندارد ولی اگر ترانزيت داشته باشد و حمل و نقل ممکن است يک قسمت از ضرر راه آهن را جبران کند ولی خطی که امروز در نظر گرفته شده است کاملاً به ضرر مملکت است. حالا آقايان غير اين تشخيص می دهند مختارند ولی به عقيده خودم اين رای را که اين خط کشيده شود و به اين طرف برود خيانت و برخلاف مصالح مملکت ميدانم.

بعضی از نمايندگان - (با همهمه) خيانت نيست.
دکتر مصدق - بنده به نظر خودم خيانت است شما به نظر خودتان خدمت است... (٢٦٠)

ناگفته نماند که دکتر مصدق در اين جلسات چندين بار تصريح کرد که با احداث راه آهن کاملاً موافقم و آن را مقدس می دانم ولي... (٢٣٤، ٢٣٧، ٢٣٨، ٢٤٧ ) حتی يک بار ضمن مخالفت اظهار داشت:«آن طور که عرض کردم با راه آهن کاملاً موافقم با اين خط هم به هيچ وجه مخالفتی ندارم و نظر دولت را خيلی خوب می دانم صلاح مملکت را هم دولت هيچ وقت از دست نمی دهد، ولی بنده نظرم اين است... »(٢٣٧)

مطالب بالا از نوشته های آقای دکتر جلال متينی استاد سابق دانشگاه های ايران اقتباس شده است.

يک علت اصل مخالفت مصدق با کشيده شدن راه آهن از سوی شمال به جنوب اين بود که به هر ترتيب شده راه آهن از مستعمرات انگليس در عراق به سوی هندوستان کشيده شود. از اين راه ميخواست استان خوزستان که هموراره بدليل زد و بند های سياسی انگليس و ايل های بختياری دست نخورده باقی مانده بود بدون راه و راه آهن همچنان در يد قدرت انگليس و دست نخورده باقی بماند ح-ک




شماره های داخل پرانتز برگ های کتاب و سندمورد استفاده میباشد.

Saturday, March 03, 2012

بررسی یک سخن نادرست درباره شاه ایران

((بررسی یک سخن نادرست درباره شاه ایران))

هر از چند گاهی برخی افراد نا آگاه و گاهی مغرض این سخن نادرست را بازگو میکنند و شاه ایران را شخصی ضعیف، متزلزل یا از این قبیل میخوانند... پاسخ من به این افراد اینست که پیش از بیان چنین سخنانی اسناد و شواهد تاریخی را کنار هم بگذارید و یک نتیجه کلی بگیرید؛ به خدمات بزرگی که شخص محمدرضاشاه در جایگاه پادشاه ایران درعرصه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به این مردم و میهن کرده است بیاندیشید، و از خود بپرسید که آیا یک شخص ضعیف میتوانسته از پس انجام آن کارها و مسیولیتهای بزرگ بر آید یا نه..؟ به قوه درک و تشخیص و توان استدلال منطقی خودتان رجوع کنید و به این حقایق بیاندیشید؛

شخصی که سه بار به جان او و دو بار به جان خانواده او سو قصد شده و هنوز بدون محافظت خاصی به میان مردم عادی کشورش میرفته و با آنها مستقیما دیدار و گفتگو میکرده، نمیتواند ضعیف و متزلزل باشد. 

شخصی که با کمک دولت و مردم، ایران را به یک کشور قدرتمند و پیشرفته در منطقه و جهان تبدیل کرده و بارها و بارها به بیگانگان ایرانخوار در پاسخ به طمع ورزیهاشان در قبال ایران هشدار دیپلماتیک داده، از دیدگاه سیاسی نمیتواند ضعیف و متزلزل باشد‫.

شخصی که خلبان هواپیما‌ی جنگی و هلیکوپتر بوده (دیگر مهارتهای نظامی، ورزشی، هنری و ادبی او به کنار) چه از بعد روانی و چه بدنی نمیتواند ضعیف و متزلزل باشد، چه رسد به اینکه همان شخص یعنی شاه ایران برای حفظ تمامیت ارضی کشورش و آزادسازی آذربایجان چهار بار بر فراز منطقه جنگی در جنگ جهانی دوم پرواز کرده باشد. اگر باز هم منطق شما اجازه درک این موضوع را نمیدهد، بروید و از یک آموزگار پرواز بپرسید که چگونه است که از هر ۱۰۰۰ خلبان، تنها یکی میتواند خلبان جت های جنگی بشود، و از یک مورخ بپرسید که تا کنون کدامیک از سران کشورهای جهان به تنهایی در آسمان یک منطقه جنگی پرواز کرده است؛ ‫‫آیا همین به تنهایی نشانه دلاوری، چیره دستی و از همه مهمتر عشق شاه به ایران نیست؟
همه اینها به راستی از ویژگیهای پادشاه ایران است و از دلایل اهمیت این نهاد تاریخی برای ایران، مانند نقش سمبلیک و نمادین شاه در آموزش و گسترش فرهنگ دلاوری و میهن دوستی در ایران. همین نقش کاریزماتیک و سمبلیک شاه است که فرهنگ جوانمردی را در یک مملکت مانند ایران زنده نگاه میدارد. نقش تاریخی، اجتماعی و فرهنگی این نهاد در کنار همین نماد پروری بوده که شخصی مانند محمدرضاشاه پادشاه ایران میشود و در دوران او جوانانی پرورش میابند که در سال ۵۹ برای حفظ جان و ناموس و تمامیت ارضی ایران آنچنان رستم وار به جبهه های جنگ مقابل بیگانگان میروند‫.

این سخن کلیشه ای و بی پایه درباره شاه ایران نه تنها نادرست است بلکه یک توهین به افتخارها و ارزش های تاریخی شاهان ایران که همواره در جایگاه یک سرباز از میهن خود پدافند کرده اند. محمدرضاشاه گرچه یک آدم با احساس بود و بیشتر زمان ها با شنیدن نام ایران احساسات او به گونه ای بر انگیخته میشد که اشک می ریخت، اما او هرگز ضعیف و متزلزل نبود‫.

پاینده ایران
کورش ایرانی
Description: Inline image 5
Description: Inline image 2

Description: Inline image 6

Thursday, March 01, 2012

Paper sculpture by Calvin Nicholls

By paper artist Calvin Nicholls.
There is nothing simple or ordinary about his paper art.
Where we would simply use a piece of paper and a pair of scissors,
Calvin uses everything you could possibly think of to carve, cut and rip perfect details onto his creations.
The motifs are all wildlife, and that must be one of the hardest categories of things to make with paper since there are sometimes impossible details on animals.
These details are amazing, and I can't even fathom the time it must have taken to create these masterpieces of art.