((بررسی یک سخن نادرست درباره شاه ایران))
هر از چند گاهی برخی افراد نا آگاه و گاهی مغرض این سخن نادرست را بازگو میکنند و شاه ایران را شخصی ضعیف، متزلزل یا از این قبیل میخوانند... پاسخ من به این افراد اینست که پیش از بیان چنین سخنانی اسناد و شواهد تاریخی را کنار هم بگذارید و یک نتیجه کلی بگیرید؛ به خدمات بزرگی که شخص محمدرضاشاه در جایگاه پادشاه ایران درعرصه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به این مردم و میهن کرده است بیاندیشید، و از خود بپرسید که آیا یک شخص ضعیف میتوانسته از پس انجام آن کارها و مسیولیتهای بزرگ بر آید یا نه..؟ به قوه درک و تشخیص و توان استدلال منطقی خودتان رجوع کنید و به این حقایق بیاندیشید؛
شخصی که سه بار به جان او و دو بار به جان خانواده او سو قصد شده و هنوز بدون محافظت خاصی به میان مردم عادی کشورش میرفته و با آنها مستقیما دیدار و گفتگو میکرده، نمیتواند ضعیف و متزلزل باشد.
شخصی که با کمک دولت و مردم، ایران را به یک کشور قدرتمند و پیشرفته در منطقه و جهان تبدیل کرده و بارها و بارها به بیگانگان ایرانخوار در پاسخ به طمع ورزیهاشان در قبال ایران هشدار دیپلماتیک داده، از دیدگاه سیاسی نمیتواند ضعیف و متزلزل باشد.
شخصی که خلبان هواپیمای جنگی و هلیکوپتر بوده (دیگر مهارتهای نظامی، ورزشی، هنری و ادبی او به کنار) چه از بعد روانی و چه بدنی نمیتواند ضعیف و متزلزل باشد، چه رسد به اینکه همان شخص یعنی شاه ایران برای حفظ تمامیت ارضی کشورش و آزادسازی آذربایجان چهار بار بر فراز منطقه جنگی در جنگ جهانی دوم پرواز کرده باشد. اگر باز هم منطق شما اجازه درک این موضوع را نمیدهد، بروید و از یک آموزگار پرواز بپرسید که چگونه است که از هر ۱۰۰۰ خلبان، تنها یکی میتواند خلبان جت های جنگی بشود، و از یک مورخ بپرسید که تا کنون کدامیک از سران کشورهای جهان به تنهایی در آسمان یک منطقه جنگی پرواز کرده است؛ آیا همین به تنهایی نشانه دلاوری، چیره دستی و از همه مهمتر عشق شاه به ایران نیست؟
همه اینها به راستی از ویژگیهای پادشاه ایران است و از دلایل اهمیت این نهاد تاریخی برای ایران، مانند نقش سمبلیک و نمادین شاه در آموزش و گسترش فرهنگ دلاوری و میهن دوستی در ایران. همین نقش کاریزماتیک و سمبلیک شاه است که فرهنگ جوانمردی را در یک مملکت مانند ایران زنده نگاه میدارد. نقش تاریخی، اجتماعی و فرهنگی این نهاد در کنار همین نماد پروری بوده که شخصی مانند محمدرضاشاه پادشاه ایران میشود و در دوران او جوانانی پرورش میابند که در سال ۵۹ برای حفظ جان و ناموس و تمامیت ارضی ایران آنچنان رستم وار به جبهه های جنگ مقابل بیگانگان میروند.
این سخن کلیشه ای و بی پایه درباره شاه ایران نه تنها نادرست است بلکه یک توهین به افتخارها و ارزش های تاریخی شاهان ایران که همواره در جایگاه یک سرباز از میهن خود پدافند کرده اند. محمدرضاشاه گرچه یک آدم با احساس بود و بیشتر زمان ها با شنیدن نام ایران احساسات او به گونه ای بر انگیخته میشد که اشک می ریخت، اما او هرگز ضعیف و متزلزل نبود.
پاینده ایران
کورش ایرانی
